محمد مانيمحمد ماني، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره
ریحانهریحانه، تا این لحظه: 10 سال و 18 روز سن داره

محمد مانی شیرین ترین پسر دنیا

سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر

آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغال [۲] مهم‌ترین هدف اجرای عملیات بیت‌المقدس در طول جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی ) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی ) بود. [۳] ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد. شاید اون روز که تو این متن را می خوانی دیگه این روز به کل ارزش خودش را از دست داده باشه؛ همونطور که حالا برای خیلی ها بخصوص نسلهای بعد از جنگ دیگه اون ارزش واقعی را نداره که اونم بخاطر شرایط جامعه است. منم خیلی وقتها درک جنگ و شهادت برام مشکل میشه ول...
3 خرداد 1391

خطر خطر خطر(تب کنگو)

لطفا جهت سلامت هموطنانمون اطلاع رساني كنيد اخيرا مشاهده شده كه در مناطق شرقي كشور بدليل ورود دامهاي غير قرنطينه وبيمار (گاو،گوسفند،شترو... ) تعدادي از هموطنانمان حتي چند دانشجوي پزشكي درمشهد وزاهدان بدليل ابتلا به بيماري اين دامها كه بيماري تب خونريزي دهنده كريمه كنگو نام دارد جان خود را از دست داده اند . به منظور پيشگيري از ابتلا به اين بيماري خطرناك كه تا 50% خطر مرگ ومير دارد ، نحوه پيشگيري ومراقبت از اين بيماري را به همه كساني كه دوستشان داريد اطلاع رساني كنيد توضيحي كوتاه در مورد اين بيماري مهلك علائم بيماري: بيماري تب خونريزي دهنده كريمه كنگو از بيماريهاي ويروسي قابل انتقال بين انسان و حيوان...
3 خرداد 1391

بدون عنوان

قند عسل یه چند روزی نبودیم چون اشتراک اینترنتمون تمام شده بود و به ناچار سه روزی را بدون نت گذروندیم تا اول ماه بشه و اشتراک ماهیانه مان آغاز بشه. تو این چند روز انگار یه چیزی کم داشتم چون عادت کردم به اینکه بیام و تو اینترنت سرک بکشم. پنجشنبه ٢٨ اردیبهشت باباعباس مهمان خانه مان بود . البته از ظهر خاله پیشمان بود آخه بابایی و مامانی رفته بودند مراسم یکی از اقوام و نبودند. خاله تا عصر پیشمان بود و با هم بازی میکردیم. شب هم که باباعباس آمد و شما سرگرم بابا بزرگتون بودید .و با هم بازی کردید. جمعه هم منو تو دوتایی خانه تنها بودیم آخه بابا و باباعباس برای کاری رفتند ورامین و تا ساعت ٢ نیامدند . مامانی و بابایی و خاله و دایی آرش هم ب...
1 خرداد 1391

تولد رادین جونی

  عزیزم دیروز تولد دوست خوب نی نی وبلاگیمون، نی نی ناز نازی و خوشگل ،رادین جون بود که ما با یه روز تاخیر امروز می خواهیم براش تولد بگیریم.   رادین جونم تولدت مبارک برای تو پسر چشم عسلی و مامان نگین آرزوی بهترینها را داریم. حالا بیا شمعها رو فوت کن که ١٠٠ ساله شی   ...
27 ارديبهشت 1391

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیروز مهمون داشتیم بابا عباس ناهار منزل ما بود و عصر هم با شما بابا رفتید پارک. وقتی شما آمدی خانه تو بغل بابا خوابیده بودی. راستی دیروز به سلامتی شما ٢٨٠ روزه شدید. یه جورایی باورش برام سخته که تو همون کوچولویی هستی که با تمام لذت ٩ ماه با من همراه بودی و ١٥ مرداد دکتر کنعانی تو را به آغوشم داد. چه لحظه های نابی است لحظات با تو بودن و چه لذتی داره انگار همه دنیا در دستان من است. دلم می خواد داد بزنم دوسسسسسسسسسسستت دارم یه جوری دنیا از صدای من به لرزش در بیاد.   خیلی دوست دارم عکسهای جدیدت را توی وبلاگ بگذارم ولی بعد از منهدم شدن لب تابم این آقای تعمیر کار یادش برنامه تغییر فرمت برام بریزه و من حالا شرمن...
26 ارديبهشت 1391

روز زن

دیروز با مامانی رفتیم خانه مامانی بزرگه برای تبریک روز مادر و خیلللللللللللللی خیللللللللللی بهمون خوش گذشت و شما هم با سبا بازی کردی . هر چه بزرگتر میشی بازی کردنت شکل جدیدی به خودش میگیره و من از دیدنت لذت می برم. ظهر تو را خانه گذاشتم و رفتم بیرون مجله بخرم که یه مغازه باحال دیدم که از آنجا برای مامانی خرید کردم و برای شما هم پت ومت دیدم که عصر که خاله هم آمد با هم رفتیم و برایت خریدیم. راستی یه خبر قراره یه عروسی در پیش داشته باشیم و هر وقت دقیق مشخص شد برات می نویسم(فعلا تو خماریش بمون)هههههههههههههههههه خانه مامانی یه بهار خواب بزرگ داره که عصر سبا رفته بود و توش بازی میکرد شما هم الهی دورت بگردم رفته بودی جلو و ایستاده بودی(یه...
24 ارديبهشت 1391

مادر عزیزم دوستت دارم

عاشقانه ترین غزل مادر، تو کتاب نامکتوب مرارت هایی، تو دیوان محبت هایی، تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق؛ ای عاشقانه ترین غزل؛ ای مثنوی رنج ها؛ تو بیت الغزل از خودگذشتگی هستی؛ تو قافیه احساس قلب منی؛ تو منظومه بلند فضیلت هایی تو بهترین بیت رباعی محبتی. مادر، شعر وجود تو را، واژه واژه می نوشم و رعناترین غزال غزل هایم را به سویت روانه می کنم. دو بیتی های احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام، نثار دل بهاری ات می کنم. ای بهترین شعر زندگی، روزت مبارک باد.   شعر زیبای محبت مادر بی محبت مادر/ یک قنات بی آبم مثل راه بی مقصد / مثل...
22 ارديبهشت 1391

عمه خوبت

عسلکم خداراشکر باباعباس بلاخره چهارشنبه عصر از بیمارستان مرخص شد و حالش خوبه و بهتر هم میشه؛ مامان بزرگ و عمه آتنا هم از کرج آمدند تهران و منزل عمو امید هستند. ماهم چهارشنبه رفتیم و شب خوبی را در کنار هم سپری کردیم.دیروز هم عمه آتنا رفته بود نمایشگاه کتاب و برات چند تا کتاب خوشگل خریده اسم هاشون و برات می نویسم: مرداد ماه تولد تو لالا لالا گل من (لالایی ماه مرداد) از مجموعه افسانه های کهن(حسن کچل) نی نی جونم تو ماهی     چشم نخوری الهی دست عمه جون درد نکنه . انشالله عروسیش جبران کنیم. ...
22 ارديبهشت 1391

بابای گلم

عزیزم خدارا شکر امروز که رفتیم عیادت بابا عباس حالش خیلی بهتر بود و قراره که به امیدخدا فردا بابا عباس مرخص بشه. بابا رفت با دکترش صحبت کرد و دکتر گفت که مشکلی نداره و خدا را شکر قلبش سالمه . راستی امروز یه اتفاق خوب هم که من یه دو سالی بود که منتظرش بودم افتاد، آخه به منو بابا خیلی سخت می گذشت. البته باید بابتش از بابای گل خودم تشکر کنم و دستاش را ببوسم. قربون بابا مهربونم با اون قلب مثل دریاش برم که توش کینه جایی نداره. بابای گلم : ...
20 ارديبهشت 1391