مهمونی و مهمونداری
یه چند روز بود به وبلاگت سر نزده بودم و دوست جونا کلی برامون پیام گذاشته بودند. از همه دوستای گلمون که به یادمونن ممنون و بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس دوشنبه مامان بزرگ اینا آمدند تهران و رفتیم اول خانه دایی حسین مهمونی عید دیدنی ( آخه در طول عید دایی حسین « دایی بابا» رفته بودند دماوند)به سلامتی برای محمد پسرشان یه دختر خانم خوبی را که من هنوز ندیدم نامزد کردند. مهرگان هم آنجا بود و با هم یه کوچولو بازی کردید. حسابی شما دوتا مجلس گرم کن شده بودید و همه را سرگرم کرده بودید. بعد هم رفتیم خانه خاله مهین که مهرگان هم با مامانش و مهرنوش آمدند و تو فاصله ١٠ دقیقه ای تا خانه خاله تو بغ...
نویسنده :
ماماني
8:05








