محمد مانيمحمد ماني، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره
ریحانهریحانه، تا این لحظه: 10 سال و 17 روز سن داره

محمد مانی شیرین ترین پسر دنیا

عید دیدنی

1391/1/14 18:50
نویسنده : ماماني
705 بازدید
اشتراک گذاری

روز ٨ فروردین از صبح که پاشدیم آب نداشتیم بخاطر حفاری در میدان امام حسین که باعت ترکیدن لوله آب شده بود آب منزلمان قطع بود ما هم که خسته سفر بودیم نیاز به حمام داشتیم وکلی لباس چرک وسط آشپز خانه در انتظار شستشو بودندوووووو

قرار بود مامانی اینها ناهار بیایند که سبا سرما خوده بود و تب داشت نیامدند.

خلاصه تا ساعت ٥ آب نبود و بابا و مامانی و بابایی رفتند از تانکری که جلوی بیمارستان مردم گذاشته بودند آب آوردندو یکم به سر و صورتمان رسیدیم و چایی درست کردین .

ساعت ٥ آب با فشار خیلی کم آمد ولی آنقدر کم بود که تا طبقه بالا نمی آمد. با این حال و روزمان مهمان هم آمد عمو محمودم و زن عمو منیر و محمد و فاطمه همسرش و حدیثه دخترشان.

 

 

 

٨ فروردین بعد از رفتن عمو اینها فشار آب خوب شد ولی همان طبقه پایین و ماهم خانه مامانی رفتیم حمام و بعد هم رفتیم خانه مرضی جان دختر عمه من.

٩فروردین عصر مادر شوهر و پدر شوهر خاله با خواهر شوهر هاش زری و مرسده و شوهرش و بچه هاش آمدند وبعد از رفتن آنها ما رفتیم خانه عمه بابا که مهمان هم داشت .

بعد هم رفتیم خانه علی آقا پسر عمه مامانی.

١٠ فروردین هم رفتیم خانه خاله مهین که مهرگان هم آنجا بود . وقتی بابا مهرگان را بغل کرد تو دست بابا را کشیدی که یعنی مرا هم بغل کن و زمانی که خاله مهین تو را بغل کرد همین کار را مهرگان انجام داد.چقدر شما بچه ها شیرینید.

هر دو هم دوست داشتید از پله وسط حال بالا و پایین بروید و این بازیتان شده بود.متاسفانه اصلا حواسم نبود ازت عکس بگیرم.

١١ فروردین هم اول رفتیم خانه خاله (عکس را خانه خاله انداختی)

ني ني جوني

ني ني جوني و بابا بزرگ

و بعد همگی با هم رفتیم خانه محبوبه دختر عموی من که پسرش امیر محمد سه سال و نیمه است و خیلی دوست داشت با تو بازی کنه و اسباب بازی هایش را برایت آورده بود.

 

از آنجا هم رفتیم خانه عمو محمود و وای چه بارانی می بارید از سر کوچه تا خانه عمو خیس آب شدیم.

عمو تو را توی تاپی که برای حدیثه و امیر محمد بسته بودند گذاشت و حسابی حال کردی.

 

ني ني جوني

ني ني جوني

در غیاب امیر محمد و حدیثه با اسباب ازیهاشون بازی کردی.

ني ني جوني

ني ني جوني

ني ني جوني

ني ني جوني

دوازده فروردین هم رفتیم خانه عمو امید.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)