سفر پاییزی ما به کاشان
سلام پسر گل مامان ما پنج شنبه ظهر به سمت کاشان حرکت کردیم(برای مراسم سال عمه منصوره عمه بزرگ بابا ) . قرارمون با عمو امید بعد از عوارضی تهران- قم بود که ما دیر راه افتادیم و یه نیم ساعتی معطلشون کردیم.............. خوب همیشه شعبون یه بارم رمضون هههههه به هم که رسیدیم من وتو رفتیم تو ماشین عمو امید و بابا عباس آمد جای ما آمد. حسابی گرسنه بودیم این شد که استراحتگاه آفتاب مهتاب که حدود بیست کیلو متری قم بود برای ناهار نگه داشتیم و یه پیتزا توپ مثل همیشه مهمون بابا عباس زدیم تو رگ و برای اولین بار شما هم پیتزا نوش جان فرمودید. تو فاصله اینکه پیتزاها حاضر بشه بابا عباس شما را برای قدم زدن برد بیرون و بابا و عمو هم رفتند گاز...
نویسنده :
ماماني
22:30




